شيخ محمد بن طاهر السماوي ( مترجم : عباس جلالي )

151

ابصار العين في انصار الحسين ( ع ) ( سلحشوران طف ) ( فارسي )

عمر سعد اطلاع داد . عمر سعد اين بار « قرّة بن قيس تميمى حنظلى » را به جاى او فرستاد و وى با حسين عليه السّلام سخن گفت « 1 » . ابو مخنف راويت كرده : روز عاشورا وقتى ابو ثمامه ملاحظه كرد خورشيد به وسط آسمان رسيده و جنگ همچنان ادامه دارد ، به امام حسين عليه السّلام عرضه داشت : اى ابا عبد اللّه ! جانم فدايت ! مشاهده مىكنم كه دشمن به تو نزديك شده ، به خدا سوگند ! اگر خدا بخواهد ، دوست دارم پيش مرگت شوم و علاقه دارم زمانى به ديدار خداى خويش نايل شوم نمازى را كه وقت آن فرا رسيده با تو خوانده باشم . امام حسين عليه السّلام سرش را بالا گرفت و سپس به او فرمود : « ذكرت الصلاة جعلك اللّه من المصلّين الذاكرين ، نعم ! هذا اوّل وقتها » . « نماز را به يادآوردى ، خداوند تو را از نمازگزاران و تسبيح كنندگان قرار دهد ، آرى ! اكنون اول وقت نماز است » . سپس فرمود : « سلوهم أن يكفّوا عنّا حتى نصلّى » . « از دشمن درخواست كنيد به ما مهلت دهند تا نماز بگزاريم » . از دشمن درخواست مهلت كردند . حصين بن تميم گفت : نماز شما پذيرفته نيست و حبيب به او پاسخى داد كه در بيان حالات وى سخنانش را يادآور شديم « 2 » . راوى مىگويد : ابو ثمامه پس از اقامهء نماز ، به حسين عليه السّلام عرضه داشت : اى ابا عبد اللّه ! تصميم گرفتهام به يارانم بپيوندم و برايم ناخوشايند است كه پس از شما زنده بمانم و تنهايى و بىكسى و كشته شدن شما را ببينم . امام عليه السّلام به او فرمود : « تقدّم فإنّا لاحقون بك عن ساعة » . « مىتوانى به ميدان به روى ، لحظاتى ديگر ما نيز به تو خواهيم پيوست » .

--> ( 1 ) . طبرى ، تاريخ : 3 / 311 ؛ ارشاد : 2 / 85 . ( 2 ) . طبرى ، تاريخ : 3 / 326 .